صفحه اصلي اطلاعات توريستي تورها رزرو هتل اخبار درباره ما تماس با ما
فارسي     English   
خبرنامه
ايميل:

ثبت نام براي خبرنامه و SMS

هتل ها
شايگان
كادوس
اینتر – کنتیننتال
کلوب افس پرینسس هتل
قصر

کردستان
استان کردستان يکي از استان‌هاي کشور ايران است. اين استان در مرز باختري ايران قرار دارد. زبان هاي رايج در اين استان عبارتند از: سوراني، گروسي ، اورامي و ترکي آذري نيز در بخش هايي از مناطق قروه و بيجار تکلم مي‌شود.

کردستان به مرکزيت شهر سنندج ،استاني سرسبز و خرم با وسعتي معادل ‪۲۸ هزار و ‪ ۲۰۳کيلومتر مربع در غرب ايران و در مجاورت بخش شرقي کشور عراق ( مناطق کردنشين ) قرار دارد.

اين استان که در دامنه‌ها و دشتهاي پراکنده سلسله جبال زاگرس مياني قرار گرفته است، از شمال به استانهاي آذربايجان غربي و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است.

شهرستانهاي اين استان شامل بانه، بيجار، ديواندره، سقز، سنندج ، قروه، کامياران، مريوان و سروآباد است. استان کردستان اکنون با مجموعه شهرها و روستاهايي که در اقصي نقاط آن پراکنده شده و استقرار يافته‌اند به يکي از نواحي در حال توسعه غرب کشور تبديل شده و از پتانسيلهاي توريستي و تفرجگاهي بسياري برخوردار مي‌باشد. اين استان منطقه‌اي کاملا کوهستاني است که از مريوان تا دره قزل‌اوزن و کوه‌هاي زنجان جنوبي گسترده شده است.

ناهمواريهاي اين استان مشتمل بر دو بخش غربي و شرقي است، اين دو قسمت از نظر شکل پستي و بلندي و جنس زمين متفاوتند، قسمت وسيعي از سنندج، مريوان و سرزمينهاي اطراف آنها تا جنوب کردستان بخش کوهستاني غربي را تشکيل مي‌دهد.

در اين ناحيه، يکنواختي و سستي جنس زمين ، اشکال مشابهي را به وجود آورده که‌از ويژگيهاي آن کوههاي گنبدي شکل با شيب يکنواخت و ملايم همراه با دره‌هاي باز است. اين يکنواختي را طبقات آهکي سخت و سنگهاي دروني که بين لايه‌هاي سست ظاهر مي‌شوند، در هم ريخته و آن را به صورت صخره‌هاي عريان در آورده است. نوع مشخص اين ناهمواريها، ناحيه کوهستاني چهل چشمه در بين مريوان و سقز است که دنباله پستي بلنديهاي اين ناحيه را در جنوب و مشرق، تشکيل داده‌اند و دامنه غربي آن تا داخل کشور عراق کشيده شده است. در اين ناحيه شعبه‌هاي رود قزل اوزن در شرق و شمال شرقي و رود سيروان در حنوب چهره زمين را بطور کامل تغيير داده‌اند، بخش کوهستاني شرقي، قسمتهاي شرقي سنندج را در بر مي‌گيرد و در حد فاصل ناحيه غربي و شرقي، يک رشته از ارتفاعات آتشفشاني شمالي جنوبي را بوجود مي‌آورد.

در شرق اين رشته کوه، شهرستانهاي قروه و بيجار قرار گرفته‌اند که شکل زمين در آنها با پستي و بلنديهاي ناحيه غربي به کلي متفاوت است. از ويژگيهاي اين ناحيه، وجود يک حصار کوهستاني متشکل از سنگهاي دگرگوني و رسوبي است که دشتهاي مرتفع هموار و تپه ماهوري را احاطه کرده است. در اين ناحيه به استثناي کوه‌هاي بيجار، دشتهاي نسبتا وسيعي نيز وجود دارد، اين دشتها به وسيله شعبه‌هاي رود قزل‌اوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور در آمده‌اند. مرتفع‌ترين دشت اين ناحيه \\"اوباتو\\" خوانده مي‌شود که با دو هزار و ‪۲۰۰ متر ارتفاع در شمال سنندج واقع شده است، بلندترين کوه‌هاي اين ناحيه، \\"شاهنشين\\" در شمال بيجار،\\" شيدا\\" در مرکز و \\"پنجه علي\\" بين قروه و سقز است. استان کردستان بطور کلي تحت تاثير دو جريان عمده هواي گرم و سرد قرار دارد که اقليمهاي گوناگوني را بوجود مي‌آورد، بيشترين ميزان بارش جوي در ناحيه غربي استان (شهرهاي بانه و مريوان) حدود ‪ ۸۰۰ميليمتر در سال و کمترين ميزان بارندگي آن در ناحيه شرقي حدود چهارصد ميليمتر در سال در سنندج است. نفوذ توده‌هاي مرطوب زمستاني و بهاري در مريوان و درياچه زريوار تاثير فراواني در مرطوب و معتدل شدن هواي اين ناحيه دارد.



ميزان رطوبت و بارش مناسب باعث ايجاد جنگلهاي انبوه بلوط و گونه‌هاي مختلف درختان جنگلي شده است و پوشش گياهي اين ناحيه مناظري شگفت‌انگيز و باشکوه دارند. جاذبه‌ها و چشم‌اندازهاي طبيعي عبارت است از مجموعه وضعيتهايي که‌انسان با چشم غير مسلح مشاهده مي‌کند، مهمترين عوامل طبيعي که در شکل بخشيدن به چشم‌اندازهاي طبيعي شرکت دارند ساخت اقليمي، چگونگي منابع آب و رطوبتي ساخت توپوگرافيک، پوشش گياهي و حيات وحش در هر منطقه است. استان کردستان از اين حيث داراي غناي چشم‌اندازها و منابع طبيعي است که هر يک به عنوان يک جاذبه مهم توريستي قلمداد مي‌شوند.

حيات وحش و شکارگاه‌ها

تنوع اقليمي و آب و هوايي، شرايط خاص توپوگرافي، وجود منابع آب متعدد و پوشش گياهي مناسب بويژه پوشش جنگلي در قلمرو استان کردستان زمينه مساعدي را براي زيست انواع پستانداران پرندگان بومي و مهاجر و همچنين انواع آبزيان فراهم کرده است و از اين لحاظ، منطقه به عنوان يکي از مستعدترين نقاط شکارگاهي کشور به شمار مي‌رود. براساس آمار موجود ‪ ۳۴شکارگاه در منطقه وجود دارد که گونه‌هاي متنوعي از انواع پستانداران و پرندگان در آنها يافت مي‌شود. کردستان داراي پنج شکارگاه درجه يک ، ‪ ۱۰شکارگاه درجه دو ، ‪ ۱۶شکارگاه درجه سه و سه شکارگاه درجه چهار و شکارگاه منطقه حفاظت شده بيجار است. منطقه حفاظت شده بيجار، تنها ذخيره گاه طبيعي استان کردستان است، اين منطقه در شمال شرقي استان قرار گرفته و در حدود ‪ ۲۳هزار هکتار وسعت دارد و از شمال به روستاي حسن چاروق و حسن‌آباد ياسوگند و رودخانه قم چقا و از غرب به جاده آسفالته در دامنه‌هاي غربي کوه سليم و از طرف جنوب به جاده کمر زرد و امتداد رودخانه قزل‌اوزن و از طرف مشرق به جاده قديمي زنجان محدود مي‌شود. منطقه حفاظت شده بيجار به دليل قرار گرفتن در ميان سلسله ارتفاعات و تحت تاثير جريانهاي رطوبتي ،از ريزشهاي جوي نسبتا کافي برخوردار بوده و به همين دليل تعداد زيادي چشمه دايمي و فصلي در اين منطقه ديده مي‌شود و از لحاظ حيات وحش غني و گونه‌هاي مختلفي از پستانداران پرندگان و خزندگان در آن وجود دارد.

گونه‌هاي اصلي پستانداران بزرگ در اين منطقه قوچ و ميش ارمني است که زيستگاه آن تپه ماهورها و نقاط کم ارتفاع است، تعداد کمي آهو نيز در اين منطقه زندگي مي‌کند، علاوه بر اين جانوراني مانند خرس قهوه‌اي، گراز، گرگ، گربه پالاس، خرگوش در اين منطقه وجود دارد. در اطراف و داخل منطقه گونه‌هاي بسياري از پرندگان بومي و مهاجر مشاهده مي‌شود که از جمله اين پرندگاه مي‌توان از دليجه ، کبک ، انواع چکاوک و حواصيل خاکستري نام برد. رودخانه‌هاي قمچقا و قزل‌اوزن که در اين منطقه قرار دارند زيستگاه برخي از ماهيان نظير سس ماهي،سياه ماهي ، عروس ماهي و هم چنين محل زندگي سمور آبي يا شنگ است. شکار پرندگان بيشتر در شهرهاي سنندج ،بيجار و مريوان و صيد انواع ماهي ها در شهرهاي مريوان و قروه حايز اهميت است، در شهرستان مريوان ، درياچه زريوار به عنوان يک اکوسيستم ، زيستگاه مناسبي را براي انواع پرندگان مانند کشيم کوچک ، کاکايي ، سرسياه ، حواصل خاکستري ، اگرت و آنقوت و بويژه مرگوس پديد آورده است. درياچه مريوان به عنوان يکي از اصلي‌ترين زيستگاه شنگ ( سمور آبي ) در ايران است، سمور آبي داراي بدني دراز و نسبتا باريک و دم بلندي است. طول بدن اين حيوان به ‪ ۷۵سانتي متر مي‌رسد، بدن شنگ از موهاي خيلي ظريف و نرم پوشيده شده است، رنگ کلي بدن اين حيوان قهوه‌اي دراچيني ، تيره و براق است.

ميراث تاريخي و فرهنگي

امروزه از ديدگاه‌هاي توسعه، ميراث فرهنگي و تاريخي فقط به عنوان ميراث ملي قلمداد نمي‌شوند، بلکه داراي ارزشهاي اقتصادي قابل توجهي بوده که موجب افزايش درآمد ملي و منطقه‌اي مي‌شوند.

بر اساس مطالعات تطبيقي توريسم ، ۱۷/۴از مجموع توريستهاي در جهان به منظور آشنايي و ديدار از قابليتهاي تاريخي ، آداب و رسوم و شيوه‌هاي زندگي مردم ديگر سفر مي‌کنند. استان کردستان از حيث برخورداري از قابليتهاي تاريخي ، فرهنگي جايگاه ممتازي دارد، غار کرفتو ، قلعه زيويه، محوطه‌هاي باستاني تاريخي جنوب استان ، موسيقي و رقص و آداب و رسوم رايج در استان و آثار تاريخي و مذهبي و آيينهاي دراويش قادريه و نقشبنديه در پهنه استان از جمله قابليتهاي با ارزش تاريخي و فرهنگي منطقه محسوب مي‌شوند.

جاذبه‌هاي فرهنگي
آداب و رسوم

کردستان، از نظر فرهنگ و تمدن داراي سابقه‌اي بسيار درخشان است که نظير آن در ساير نقاط کشور بندرت ديده مي‌شود، نشانه‌هاي فرهنگي زبان ، هنر ( شعر و موسيقي ) و آداب و رسوم به جاي مانده، دلالت بر ديرينگي و قدمت فرهنگي منطقه دارند. ۱. زبان کردي زبان کردي شاخه‌اي از زبانهاي قديم ايران باستان است و ساکنان کردستان نظر به سختي مکان و بر کنار بودن از سيل تهاجمات خارجي، زبان قديم خود را حفظ کرده‌اند. امروزه زبان کردي به لهجه‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود، گويشهاي کرمانجي شمالي و کرمانجي جنوبي (سوراني) کردي و اورامي در منطقه کردستان در بين ساکنان استان رواج دارد. اهالي مريوان با گويش کردي کرمانجي جنوبي ( سوراني ) و مناطق جنوبي مريوان با لهجه اورامامي (گوراني) صحبت مي‌کنند، لهجه اورامي تا چند دهه پيش ، زبان نوشتاري و ادبي کردي بوده است. امروزه دين مردمان منطقه اسلام است و اکثرا اهل تسنن و پيرو مذهب شافعي هستند، دو طريقت نقشبنديه و قادريه در اين منطقه پيروان زيادي دارند و مراکز اصلي آنها سروآباد و خاورميرآباد \\" بايره \\"، بوده است. قبل از اسلام چنانکه آثار و شواهد نشان مي‌دهد، ساکنان منطقه آيينهاي مختلفي داشته‌اند که مهرپرستي، ميتراييسم و زرتشتي مهمترين اين آيينها بوده‌اند و اکنون رگه‌ها و ريشه‌هاي اين آيينها را در آيينها و موسيقي منطقه مي‌توان ديد. ‪ ۲.لباس و پوشش مردمان کرد کردها طي قرون متمادي با لباس محلي خود پيوند عاطفي، عقيدتي و سنتي شديدي برقرار کرده‌اند و علاقه زيادي به حفظ و نگهداري لباس سنتي خود که نشانگر هويت فرهنگي آنهاست دارند. حتي در ابتداي حکومت پهلوي، هنگام زمامداري رضاخان که مقرر شد تمام مردم ايران لباس واحدي بپوشند، کردان در مقابل اين دستور مقاومت نشان داده، لباس خود را تغيير ندادند. البته در شهرهاي بزرگ استان مانند سنندج، برخي از جوانان، لباس محلي را فقط در مراسم و جشنهاي خاص مي‌پوشند و علاقه‌اي به استفاده از آن بطور معمول ندارند به همين دليل در سنندج کمتر کسي ديده مي‌شود که با لباس محلي در خيابان طاهر شود، اما در ساير شهرها مانند سقز بانه و مريوان غالبا تمامي زنان و مردان با لباس محلي در شهر ديده مي‌شوند. لباس و پوشاک کردان از تنوع و غناي فوق‌العاده‌اي برخوردار است که در زينتها و رنگهاي لباس به چشم مي‌خورد، لباس کردي هرگز يک رنگ و تيره‌گون نيست بلکه هميشه با ترکيب رنگهاي مختلف، چشمها را به طرز مطبوعي خيره مي‌کند و انسان به اين باور مي‌رسد که طبيعت و محيط پيرامون، مرغزارهاي سرسبز، گلهاي رنگارنگ ، سپيدي برفها، آسمان صاف و آبي، سيلابهاي خروشان در اين تنوع رنگ تاثير مهمي داشته‌اند. لباس زنها نيز از پيراهن بلندي تا روي پنجه پا که گاهي با پولکهاي الوان تزيين شده و روي آن يک نيمه تنه به اسم \\" سوخمه \\" از پارچه زري يا مخمل پوشيده و بالاي سوخمه گاهي لباسي به اسم \\" کوا \\" که از پشت تا پايين پنجه پا کشيده شده و روي آن را گاهي نيمه تنه به نام < سلته > مي‌پوشند، تشکيل مي‌شود. پوشيدن هر يک از اين لباسها بستگي به سليقه زنان دارد، شلوار آنها گشاد و از جنس حرير است، پارچه‌اي توري به عنوان روسري و پارچه ديگر به اسم \\" شتونيه\\" يا \\"شال\\" به طول سه متر که روي ناحيه کمر بسته مي‌شود جز لباس زنان کرد است. زنان و دختران منطقه اورامانات گيسوان خود را به شکل رشته‌هاي باريک مي‌بافند و بر گيسوان بافته خود کلاه سکه دوزي شده مي‌گذارند.


پوشاک مردان کرد:
لباس مردان کرد ساکن فلات ايران تنگ و چسب بدن، با چينهاي باز، شلوار چسبان و پوتين سافه بلند است، در کوه‌هاي کردستان جنوبي، مردان لباس گشاد تري مي‌پوشند که با نياز بالا رفتن ( صعود ) سازگارتر است. شلوار آن گشاد و کت کوتاه و از جنس نمد سفيد است، يک دستار سفيد و آبي با تصوير \\" چشم پرنده \\" نيز به دور سر مي‌پيچيند و از کمر بند رنگارنگ نيز استفاده مي‌کنند، همچنين لباس مردانه کردي تابع مقتضيات محيط و شيوه زندگي است و در عين حال گاهي در آن تنوعهاي بسيار جالبي هم ديده مي‌شود. لباس مردان عموما تيره رنگ است که از کت بدون يقه، شلوار ، دهانه تنگ دستاري بر سر و شالي بر کمر تشکيل شده است. پيراهنهاي بدون يقه و سفيد مي‌پوشند که در انتهاي آستين، زباله مثلثي شکلي قرار دارد که در حالت عادي به دور مچ يا بازو پيچيده مي‌شود و آن را \\" لفکه سوزني\\" مي‌نامند. در صورتي که پيراهن بدون لفکه باشد، اغلب هنگام کار مچها را با پارچه نوار مانندي مي‌بندند، اغلب مردان از دستار و شال تيره رنگ مخصوصي به نام \\"رشتي\\" استفاده مي‌کنند، زينت مردان بيشتر ساعت جيبي با زنجير آويزان در جلو سينه و گاهي ساعت مچي است. با توجه به زمستانهاي سرد منطقه، اغلب از پالتو استفاده مي‌شود، اما قشرهاي غيرمرفه نمد ضخيمي به نام \\" پستک \\" مي‌پوشند و چوپانان براي جلوگيري از سرما و حفاظت از سرما وباران ، قباي نمدي دراز و بدون آستين دارند که دو زبانه کوچک به عنوان آستينهاي کاذب در امتداد شانه‌هاي آن قرار دارد.




ميزان رطوبت و بارش مناسب باعث ايجاد جنگلهاي انبوه بلوط و گونه‌هاي مختلف درختان جنگلي شده است و پوشش گياهي اين ناحيه مناظري شگفت‌انگيز و باشکوه دارند. جاذبه‌ها و چشم‌اندازهاي طبيعي عبارت است از مجموعه وضعيتهايي که‌انسان با چشم غير مسلح مشاهده مي‌کند، مهمترين عوامل طبيعي که در شکل بخشيدن به چشم‌اندازهاي طبيعي شرکت دارند ساخت اقليمي، چگونگي منابع آب و رطوبتي ساخت توپوگرافيک، پوشش گياهي و حيات وحش در هر منطقه است. استان کردستان از اين حيث داراي غناي چشم‌اندازها و منابع طبيعي است که هر يک به عنوان يک جاذبه مهم توريستي قلمداد مي‌شوند.







حيات وحش و شکارگاه‌ها

تنوع اقليمي و آب و هوايي، شرايط خاص توپوگرافي، وجود منابع آب متعدد و پوشش گياهي مناسب بويژه پوشش جنگلي در قلمرو استان کردستان زمينه مساعدي را براي زيست انواع پستانداران پرندگان بومي و مهاجر و همچنين انواع آبزيان فراهم کرده است و از اين لحاظ، منطقه به عنوان يکي از مستعدترين نقاط شکارگاهي کشور به شمار مي‌رود. براساس آمار موجود ‪ ۳۴شکارگاه در منطقه وجود دارد که گونه‌هاي متنوعي از انواع پستانداران و پرندگان در آنها يافت مي‌شود. کردستان داراي پنج شکارگاه درجه يک ، ‪ ۱۰شکارگاه درجه دو ، ‪ ۱۶شکارگاه درجه سه و سه شکارگاه درجه چهار و شکارگاه منطقه حفاظت شده بيجار است. منطقه حفاظت شده بيجار، تنها ذخيره گاه طبيعي استان کردستان است، اين منطقه در شمال شرقي استان قرار گرفته و در حدود ‪ ۲۳هزار هکتار وسعت دارد و از شمال به روستاي حسن چاروق و حسن‌آباد ياسوگند و رودخانه قم چقا و از غرب به جاده آسفالته در دامنه‌هاي غربي کوه سليم و از طرف جنوب به جاده کمر زرد و امتداد رودخانه قزل‌اوزن و از طرف مشرق به جاده قديمي زنجان محدود مي‌شود. منطقه حفاظت شده بيجار به دليل قرار گرفتن در ميان سلسله ارتفاعات و تحت تاثير جريانهاي رطوبتي ،از ريزشهاي جوي نسبتا کافي برخوردار بوده و به همين دليل تعداد زيادي چشمه دايمي و فصلي در اين منطقه ديده مي‌شود و از لحاظ حيات وحش غني و گونه‌هاي مختلفي از پستانداران پرندگان و خزندگان در آن وجود دارد.

گونه‌هاي اصلي پستانداران بزرگ در اين منطقه قوچ و ميش ارمني است که زيستگاه آن تپه ماهورها و نقاط کم ارتفاع است، تعداد کمي آهو نيز در اين منطقه زندگي مي‌کند، علاوه بر اين جانوراني مانند خرس قهوه‌اي، گراز، گرگ، گربه پالاس، خرگوش در اين منطقه وجود دارد. در اطراف و داخل منطقه گونه‌هاي بسياري از پرندگان بومي و مهاجر مشاهده مي‌شود که از جمله اين پرندگاه مي‌توان از دليجه ، کبک ، انواع چکاوک و حواصيل خاکستري نام برد. رودخانه‌هاي قمچقا و قزل‌اوزن که در اين منطقه قرار دارند زيستگاه برخي از ماهيان نظير سس ماهي،سياه ماهي ، عروس ماهي و هم چنين محل زندگي سمور آبي يا شنگ است. شکار پرندگان بيشتر در شهرهاي سنندج ،بيجار و مريوان و صيد انواع ماهي ها در شهرهاي مريوان و قروه حايز اهميت است، در شهرستان مريوان ، درياچه زريوار به عنوان يک اکوسيستم ، زيستگاه مناسبي را براي انواع پرندگان مانند کشيم کوچک ، کاکايي ، سرسياه ، حواصل خاکستري ، اگرت و آنقوت و بويژه مرگوس پديد آورده است. درياچه مريوان به عنوان يکي از اصلي‌ترين زيستگاه شنگ ( سمور آبي ) در ايران است، سمور آبي داراي بدني دراز و نسبتا باريک و دم بلندي است. طول بدن اين حيوان به ‪ ۷۵سانتي متر مي‌رسد، بدن شنگ از موهاي خيلي ظريف و نرم پوشيده شده است، رنگ کلي بدن اين حيوان قهوه‌اي دراچيني ، تيره و براق است.




ميراث تاريخي و فرهنگي

امروزه از ديدگاه‌هاي توسعه، ميراث فرهنگي و تاريخي فقط به عنوان ميراث ملي قلمداد نمي‌شوند، بلکه داراي ارزشهاي اقتصادي قابل توجهي بوده که موجب افزايش درآمد ملي و منطقه‌اي مي‌شوند.

بر اساس مطالعات تطبيقي توريسم ، ۱۷/۴از مجموع توريستهاي در جهان به منظور آشنايي و ديدار از قابليتهاي تاريخي ، آداب و رسوم و شيوه‌هاي زندگي مردم ديگر سفر مي‌کنند. استان کردستان از حيث برخورداري از قابليتهاي تاريخي ، فرهنگي جايگاه ممتازي دارد، غار کرفتو ، قلعه زيويه، محوطه‌هاي باستاني تاريخي جنوب استان ، موسيقي و رقص و آداب و رسوم رايج در استان و آثار تاريخي و مذهبي و آيينهاي دراويش قادريه و نقشبنديه در پهنه استان از جمله قابليتهاي با ارزش تاريخي و فرهنگي منطقه محسوب مي‌شوند.




جاذبه‌هاي فرهنگي
آداب و رسوم

کردستان، از نظر فرهنگ و تمدن داراي سابقه‌اي بسيار درخشان است که نظير آن در ساير نقاط کشور بندرت ديده مي‌شود، نشانه‌هاي فرهنگي زبان ، هنر ( شعر و موسيقي ) و آداب و رسوم به جاي مانده، دلالت بر ديرينگي و قدمت فرهنگي منطقه دارند. ۱. زبان کردي زبان کردي شاخه‌اي از زبانهاي قديم ايران باستان است و ساکنان کردستان نظر به سختي مکان و بر کنار بودن از سيل تهاجمات خارجي، زبان قديم خود را حفظ کرده‌اند. امروزه زبان کردي به لهجه‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود، گويشهاي کرمانجي شمالي و کرمانجي جنوبي (سوراني) کردي و اورامي در منطقه کردستان در بين ساکنان استان رواج دارد. اهالي مريوان با گويش کردي کرمانجي جنوبي ( سوراني ) و مناطق جنوبي مريوان با لهجه اورامامي (گوراني) صحبت مي‌کنند، لهجه اورامي تا چند دهه پيش ، زبان نوشتاري و ادبي کردي بوده است. امروزه دين مردمان منطقه اسلام است و اکثرا اهل تسنن و پيرو مذهب شافعي هستند، دو طريقت نقشبنديه و قادريه در اين منطقه پيروان زيادي دارند و مراکز اصلي آنها سروآباد و خاورميرآباد \\" بايره \\"، بوده است. قبل از اسلام چنانکه آثار و شواهد نشان مي‌دهد، ساکنان منطقه آيينهاي مختلفي داشته‌اند که مهرپرستي، ميتراييسم و زرتشتي مهمترين اين آيينها بوده‌اند و اکنون رگه‌ها و ريشه‌هاي اين آيينها را در آيينها و موسيقي منطقه مي‌توان ديد. ‪ ۲.لباس و پوشش مردمان کرد کردها طي قرون متمادي با لباس محلي خود پيوند عاطفي، عقيدتي و سنتي شديدي برقرار کرده‌اند و علاقه زيادي به حفظ و نگهداري لباس سنتي خود که نشانگر هويت فرهنگي آنهاست دارند. حتي در ابتداي حکومت پهلوي، هنگام زمامداري رضاخان که مقرر شد تمام مردم ايران لباس واحدي بپوشند، کردان در مقابل اين دستور مقاومت نشان داده، لباس خود را تغيير ندادند. البته در شهرهاي بزرگ استان مانند سنندج، برخي از جوانان، لباس محلي را فقط در مراسم و جشنهاي خاص مي‌پوشند و علاقه‌اي به استفاده از آن بطور معمول ندارند به همين دليل در سنندج کمتر کسي ديده مي‌شود که با لباس محلي در خيابان طاهر شود، اما در ساير شهرها مانند سقز بانه و مريوان غالبا تمامي زنان و مردان با لباس محلي در شهر ديده مي‌شوند. لباس و پوشاک کردان از تنوع و غناي فوق‌العاده‌اي برخوردار است که در زينتها و رنگهاي لباس به چشم مي‌خورد، لباس کردي هرگز يک رنگ و تيره‌گون نيست بلکه هميشه با ترکيب رنگهاي مختلف، چشمها را به طرز مطبوعي خيره مي‌کند و انسان به اين باور مي‌رسد که طبيعت و محيط پيرامون، مرغزارهاي سرسبز، گلهاي رنگارنگ ، سپيدي برفها، آسمان صاف و آبي، سيلابهاي خروشان در اين تنوع رنگ تاثير مهمي داشته‌اند. لباس زنها نيز از پيراهن بلندي تا روي پنجه پا که گاهي با پولکهاي الوان تزيين شده و روي آن يک نيمه تنه به اسم \\" سوخمه \\" از پارچه زري يا مخمل پوشيده و بالاي سوخمه گاهي لباسي به اسم \\" کوا \\" که از پشت تا پايين پنجه پا کشيده شده و روي آن را گاهي نيمه تنه به نام < سلته > مي‌پوشند، تشکيل مي‌شود. پوشيدن هر يک از اين لباسها بستگي به سليقه زنان دارد، شلوار آنها گشاد و از جنس حرير است، پارچه‌اي توري به عنوان روسري و پارچه ديگر به اسم \\" شتونيه\\" يا \\"شال\\" به طول سه متر که روي ناحيه کمر بسته مي‌شود جز لباس زنان کرد است. زنان و دختران منطقه اورامانات گيسوان خود را به شکل رشته‌هاي باريک مي‌بافند و بر گيسوان بافته خود کلاه سکه دوزي شده مي‌گذارند.




پوشاک مردان کرد:
لباس مردان کرد ساکن فلات ايران تنگ و چسب بدن، با چينهاي باز، شلوار چسبان و پوتين سافه بلند است، در کوه‌هاي کردستان جنوبي، مردان لباس گشاد تري مي‌پوشند که با نياز بالا رفتن ( صعود ) سازگارتر است. شلوار آن گشاد و کت کوتاه و از جنس نمد سفيد است، يک دستار سفيد و آبي با تصوير \\" چشم پرنده \\" نيز به دور سر مي‌پيچيند و از کمر بند رنگارنگ نيز استفاده مي‌کنند، همچنين لباس مردانه کردي تابع مقتضيات محيط و شيوه زندگي است و در عين حال گاهي در آن تنوعهاي بسيار جالبي هم ديده مي‌شود. لباس مردان عموما تيره رنگ است که از کت بدون يقه، شلوار ، دهانه تنگ دستاري بر سر و شالي بر کمر تشکيل شده است. پيراهنهاي بدون يقه و سفيد مي‌پوشند که در انتهاي آستين، زباله مثلثي شکلي قرار دارد که در حالت عادي به دور مچ يا بازو پيچيده مي‌شود و آن را \\" لفکه سوزني\\" مي‌نامند. در صورتي که پيراهن بدون لفکه باشد، اغلب هنگام کار مچها را با پارچه نوار مانندي مي‌بندند، اغلب مردان از دستار و شال تيره رنگ مخصوصي به نام \\"رشتي\\" استفاده مي‌کنند، زينت مردان بيشتر ساعت جيبي با زنجير آويزان در جلو سينه و گاهي ساعت مچي است. با توجه به زمستانهاي سرد منطقه، اغلب از پالتو استفاده مي‌شود، اما قشرهاي غيرمرفه نمد ضخيمي به نام \\" پستک \\" مي‌پوشند و چوپانان براي جلوگيري از سرما و حفاظت از سرما وباران ، قباي نمدي دراز و بدون آستين دارند که دو زبانه کوچک به عنوان آستينهاي کاذب در امتداد شانه‌هاي آن قرار دارد.

صنايع دستي استان کردستان

دست ساخته‌هاي مردم کردستان که از قدمتي به درازاي تاريخ منطقه برخوردار است را مي‌توان يکي ديگر از جاذبه‌هاي گردشگري استان کردستان دانست که در سالهاي اخير بشدت مورد توجه گردشگران داخلي و خارجي قرار گرفته است. صنايع دستي در استان کردستان تهيه و توليد انواع فرآورده‌هاي دستي از ديرباز مرسوم بوده است.

مهمترين صنايع دستي استان عبارتند از:

سفالگري و سراميک‌سازي
هنر سفالگري از زمانهاي بس کهن در کردستان رايج بوده و ظرف‌هاي سفالين متعددي در زير زمين کشف شده و نشان مي‌دهد که اين هنر در دوره پيش از تاريخ در کردستان مورد توجه فوق‌العاده مردم بوده و تعدادي از آنها را در گورهاي مردگان پيدا کرده‌اند

زيرا مردم آن زمان اعتقاد داشتند که پس از مرگ مجددا زنده مي‌شوند و به اين ظروف احتياج خواهند داشت و از اين رو در هنگام به خاک سپردن مردگان مايحتاج زندگي را هم با آنان دفن مي‌کردند. در دوره ساسانيان جنس لعاب تکامل يافت و کردستانيها ظروف لعابدار بسيار زيبايي مي‌ساختند که تعدادي از اين ظروف از زير خاک بيرون آمده است. هنر سفال‌سازي از آن تاريخ به بعد در ايران رونق پيدا کرد و ظروف لعابدار با گل معمولي ساخته مي‌شد و آن از خاک رس بدون ماسه و شن و مواد آهکي بود و اين نوع ظروف در کردستان به وفور پيدا مي‌شود.

کاشي کاري
صنعت کاشي کاري نيز در کردستان رونق بسياري دارد و اين صنعت از قرن سيزدهم هجري قمري به بعد رو به پيشرفت گذاشت و داخل مسجد دارالاحسان و مسجد دارالامان و خانه‌هاي قديمي سنندج از کاشي‌هاي معرق پوشيده است و هنر ساختن کاشي‌هاي معرق در زمان امان الله‌خان اول اردلان (‪ ۱۲۴۰-۱۲۱۴هجري) ساخته شد و به حد کمال رسيد و صنعت کاشي‌سازي در اين زمان رو به تکامل گذاشت.

قاليبافي
قالي بافي در کردستان بسيار رايج است و نام کردستان هميشه مترادف با مهمترين قاليهاي دستباف بوده که با کمال ذوق و سليقه پديد آمده است و قالي افشار و سنندج و بيجار و بوکان امروز شهرت جهاني دارد و به تحقيق يکي از پرارزش‌ترين فرشهاي ايران است. بيشتر طرحهاي مورد استفاده قاليبافان در کردستان طرحهاي شکسته بوده و بندرت از طرحهاي ديگر استفاده مي‌شود، از ميان اين طرحها مي‌توان به طرح ماهي درهم (هراتي)، ريزماهي نقش بته‌اي، گل وکيلي، گل ميرزاعلي، گل مينا و شاخ گوزن و ميناخاني اشاره کرد.

گليم
مبدا مشهورترين گليمهاي کردستان، سنه است که در حال حاضر شامل سنندج و اطراف آن مي‌شود، اين منطقه از مراکز مهم توليد قالي و گليمهاي کردستان به شمار مي‌آمده است. سنه از زمان سلطنت صفويان پايتخت کردستان بوده است و تاثير صفويان در گليمهاي به جاي مانده از قرون هجدهم، نوزدهم و اوايل قرن بيستم به وضوح ديده مي‌شود. گليمهاي قبايل سنجابي و جاف تحت تاثير آويزهاي زربافت و قلاب دوزي شده صفوي است، گليمهاي سنه چه از نظر فني و چه از لحاظ زيبايي شناسي با ديگر گليمهايي که توسط قبايل و چادرنشينان کرد بافته شده، تفاوت دارد. در بافت آنها نوعي ذوق هنري ديده مي‌شود و بيش از گليمهاي ديگر به فرش- هاي گره‌دار ايراني شبيه است.

منبت کاري
منبت کاري چوب در کردستان از قديم رواج داشته و درهاي چوبي در کردستان و برخي از روستاهاي آن که به جاي مانده متعلق به دوران صفوي بوده که داراي کنده کاريهاي دقيق و به صورت گل و کتيبه‌هاي گوناگون است. منبت کاريهايي که بر در امامزاده‌ها و مشايخ انجام شده بسيار با ارزش است و امروز هم منبت کاران کرد در کردستان به کار خود ادامه مي‌دهند و منبت کاري رواج کامل دارد. اکنون در سنندج معروفترين و زبردست‌ترين منبت کاران در کارگاه‌هاي خود مشغول به کارند همراه با سبکهاي جديد، که در آن ابداع و ابتکار خود را محفوظ داشته‌اند.




نازک کاري
چوب ساخت فرآورده‌هاي چوبي و نازک کاري در سنندج سابقه طولاني دارد و محصولات چوبي اين شهر از قديم الايام خواستاران فراواني داشته، بويژه تخته شطرنج هاي سنندج از مرغوبيت خاصي برخوردار است و در کارگاه‌هاي نازک کاري علاوه بر تهيه تخته شطرنج محصولهاي ديگري از قبيل قوطي سيگار و شيريني خوري و کيف زنانه و جعبه و لوازم آرايش و سيني و بشقاب و غيره توليد مي‌شود و امروز کارگاه‌هاي خراطي کردستان بيشتر به تهيه قليان و پيپ چپق و عصا و چوب دستي و چوب سيگاري مي‌پردازند.

موج بافي
يکي ديگر از صنايع دستباف کردستان موج بافي است، کردها از موج براي نگهداري رختخواب و وسايل اضافي بهره‌برداري مي‌کنند و در ضمن به عنوان پشتي هم از آن استفاده مي‌نمايند و زيبايي خاصي به محل زندگي مي‌دهد. تهيه موج که مانند پارچه نازک و لطيف است در اغلب شهرها منجمله سنندج، سقز، بانه و مريوان رواج دارد.

شالبافي
شال يک نوع پارچه‌است که براي تهيه لباس کردي مورد استفاده واقع مي‌شود. دستبافان شال اين مناطق، با استفاده از پشم بز که در اصطلاح محلي به آن مرز مي‌گويند شال را توليد مي‌کنند.



  
  

 

 
Powered By www.sama-agency.com